اساتید فرش و صنایع دستی کرمان

تولد: ۱۲۹۶ کرمان / وفات: – کرمان

وی فرزند دوم احمدخان شاهرخی می باشد که ابتدا شاگرد پدر بوده و پس از مرگ پدر به همراه برادر خود در همان نقشخانه پدر مشغول به کار می شود. حسین خان شاهرخی در هر سبکی از نقاشی و طراحی قالی هنرآرائی کرده است. او قبل از افتتاح شرکت فرش با کمپانی های خارجی همکاری داشته و پس از انتقال مایملک این شرکت ها به شرکت فرش به همکاری با آن شرکت پرداخت.

تهیه و تدوین: مجتبی یزدانپناه


۲۹ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۶:۱۹

این طرح توسط محمدعلی شاهرخی فرزند حسن خان طراحی و رنگرزی شده است. در این طرح رنگ ها کاملاً هماهنگ با یکدیگر و در نهایت زیبایی به کاربرده شده اند. ترکیب بندی رنگ ها به گونه ای است که در نگاه نخست تعداد رنگ ها زیاد به نظر می رسد ولی چنین نیست و ترکیب بندی اینگونه نشان می دهد در صورتی که تعداد رنگ ها اندک می باشد.


۳۰ شهریور ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۱۲

استاد احمد قجری متولد (۱۳۳۷ ه.ش) – کرمان، از سن ۱۲ سالگی کار بنایی را آغاز و پس از گذشت ۵ سال سابقه کار بنایی به هنر کاشی تراشی زیر نظر استاد پوریان روی آورد. تقریباً می توان گفت ایشان به غیر از هنر کاشی تراشی در زمینه های دیگری چون آجرتراشی و کاشی هفت رنگ و کارهای مرمتی نیز فعال بوده است. حدود ۳۷ سال در اداره میراث فرهنگی مشغول به کار بود و کارهای مرمتی زیادی را در مسجد جامع و مسجد پامنار و شاه نعمت اله ولی و مسجد امام، کاروانسرای گنجعلیخان و مجموعه ابراهیم خان و همینطور سقف ساعت مدرسه ابراهیم خان نیز انجام داده است.

 

تهیه و تدوین: مریم رستمی راوری


۱۶ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۲

برادر حسن خان به نام امیر خان شاهرخی، در ابتدا به عرصه ی طراحی فرش وارد شد اما در مدت زمان اندک آن را کنار گذاشت و با مهارتی که در طراحی نقشه ی فرش داشت، شاخه ای از کار نقشه کشی فرش را آغاز کرد که تا به امروز گمنام ترین شاخه ی هنر فرش ایران قلمداد می شود .

در گذشته چنین بوده که شطرنجی کردن طرح ها توسط دست و با مرکب صورت می گرفته که در میان این خاندان باقرخان و امیرخان بهترین جدول کشان دوره محسوب می شدند، در آن دوران امیرخان جدول کشی نقشه های فرش را در ادامه ی همان سنت و هنر کهن آماده سازی نقشه های فرش چنان دنبال کرد که در فاصله ی سال های ۱۲۸۰ تا ۱۳۱۰ ش. با داشتن بیش از بیست شاگرد و همکار، به عنوان یگانه جدول کش نقشه های فرش کرمان شهرت بسیار یافت. در واقع وی ادامه دهنده ی کار جدول کشان هنرمندان پیشین بوده است. می توان مدعی بود که اغلب نقشه های باقی مانده از طراحان کرمان که این گونه با دست جدول کشی شده اند، حاصل کارگاه جدول کشی امیرخان شاهرخی است. 

 

تهیه و تدوین: لادن افضلی


۱۲ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۳

تولد: ۱۳۲۵ – کرمان

محمدعلی نمازیان از سن ۱۸ سالگی نزد اساتیدی همچون : عباس نمازیان، اکبر بهارستانی و محمدعلی دانشمند شروع به کار نمود و پس از پنج سال خود اقدام به تاسیس یک کارگاه نقش قالی کرد و ۱۴ سال به کار در زمینه نقش قالی ادامه داد اما به علت ضعف بینایی مجبور به ترک کارش شد.

تهیه و تدوین: مجتبی یزدانپناه


۲۲ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۴۱

متولد: ۱۳۰۱/۱/۱ – راین

ماشاء الله هدایتی از هنرمندان بنام فلزکاری و حکاکی روی فولاد است. هنر و دانش او در آبکاری و فولادسازی شهره خاص و عام می باشد. استاد هدایتی فلزکاری و سوهان کاری را نزد عمویش استاد علی مشهدی قاسم فرا گرفته و سپس نزد استاد شیخ غلامرضا ناظری، چاقوسازی و ظریف کاری و حکاکی روی فلز را فرا گرفت و پس از آن اسلحه سازی و قنداق سازی را نزد استاد حاج اسماعیل امیرپور آموخت. وی در امتحان اسلحه سازی که توسط اداره اسلحه و مهارت رژیم سابق در تهران برگزار شده بود رتبه اول کشوری را در سوهان کاری و قنداق سازی بدست آورد و علی رغم پیشنهاد های خوبی که توسط این اداره به او گردید به کرمان بازگشته و در دبیرستان امیرکبیر و سپس هنرستان آرشام سابق به عنوان هنرآموز به امر آموزش مشغول گردید.


۲۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۰۹

استاد محمد شاهمرادی یکی دیگر از کسانی است که از کلاس اول ابتدایی و از سن ۷ سالگی کار خود را زیر نظر استاد محمد نخ زن در زمینه حرفه بنایی شروع و پس از آن به شاگردی استاد محمد جواد فخری زاده که معمار میراث فرهنگی بود کار خود را ادامه داد.

از سال ۱۳۴۸ ه ش وارد کارگاه کاشی تراشی استاد پوریان و مشغول آموختن هنر کاشیکاری معرق گردید. اولین کار وی در زمینه معرق کاشی محراب مسجد پیرجارسوز بردسیر بود. پس از کار کردن در چندین مکان مختلف از جمله کاروانسرای میدان گنجعلیخان و گنبد مشتاق علیشاه (به همراه اساتید خود)، به درخواست مهندس نظریان مسئول میراث فرهنگی آن زمان با همکاری مرحوم حاچج علی پورغفاری یکی دیگر از استادان برجسته این هنر مشغول به فعالیت در آرامگاه خانوادگی نظریان واقع در مسجد صاحب الزمان شد.پس از اتمام این کار که حدودا یکسال و نیم به طول انجامید نزد استاد پوریان برگشت اما بعد از مدتی (۱۳۶۲ ه ش) مرحوم پوریان بازنشسته و درب کارگاه بسته شد. سپس استاد شاهمرادی که فوت و فن این هنر را به خوبی آموخته بود از مهندس نظریان درخواست کرد تا کارهای مرمتی بناهای قدیمی را به دست ایشان بسپرد و همین امر موجب شد که ایشان تا سال ۱۳۸۹ به کار خود در زمینه مرمت کاشی های معرق در اماکن قدیمی شهر کرمان ادامه دهد. وی در این مدتی که در اداره میراث فرهنگی مشغول به فعالیت بود، کارهای بسیاری را انجام داده اند. از کارهای مرمتی ایشان قسمت زیر پل در ورودی کاروانسرای گنجعلیخان با همکاری محمود کارآموزیان و علی محراب پور و همینطور گنبد آستانه شاه نعمت اله ولی ماهان زیر نظر استاد تقی پور غفاری و قسمت هایی از مسجد جامع کرمان و حمام گنجعلیخان و مکان های خارج از استان که می توان مسجدی در بندر لنگه را نام برد.

تهیه و تدوین: مریم رستمی راوری


۲۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۹

مرحوم حسین یاسائی بافنده و هنرمند معروف کرمانی، که به دلیل اقتدار او در عرصه رنگ امیزی و تهیه ریس های مرغوب به "رنگرز" شهرت یافت. فرش های بافت او تا آنجا از اعتبار، ارزش و ظرافت برخوردار بود که وجود یک تخته از آن در هر منزلی، نشان از تمکن و ثروت آن خانواده داشت.

منبع: کتاب نام ها و لقب های جالب در تاریخ کرمان (مولف: محمدعلی گلابزاده)


۱۳ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۱

از میان فرزندان حسن خان دوم، خانم عشرت شاهرخی، آخرین طراح از نسل خاندان شاهرخی که در سال ۱۳۱۹ ش.متولد شد و در سن پایین تحت نظر پدر هنرمند خود به کار طراحی فرش پرداخت.وی از کلاس پنجم دبستان با شروع کار پدر در اداره ارجمند، نزد وی در خانه شروع به کار کرد. در نزد پدر افرادی چون محمد سام، ایرانمنش و علی بیرامی نیز کار می کردند، پس از مدتی پدر وی کار رنگ و نقطه کردن بعضی از نقش ها را به او محول می کرد و در کنار کار طراحی، رنگ و نقطه را دراثر علاقه زیاد شروع نموده و تا سن ۳۴ سالگی برای پدر و اداره ارجمند مشغول به فعالیت بوده است. پس از آن پدرش اداره ارجمند را ترک کرده، شخصاً شروع به کار نمود که البته بیشتر برای فتح الله هنرمند نقشه می کشید. پس از مرگ فتح الله هنرمند پدرش کار طراحی قالی را کنار گذاشت و به کارمندی در اداره کشاورزی پرداخت و به همین علت نیز از کار طراحی و نقاشی قالی فاصله گرفت. عشرت شاهرخی علاوه بر کار طراحی و رنگ آمیزی فرش به کتابداری کتابخانۀ ملی کرمان و به عنوان مدرس طراحی و نقاشی قالی آموزشکده فنی و حرفه ای کرمان و مرکز آموزش جهاد سازندگی کرمان مشغول به کار بوده است. . وی در سال ۱۳۹۱ ه.چشم از جهان فرو بست.


۰۹ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۸

مرحوم حاج علی کاشی تراش ( متولد ۱۲۷۰ ه.ش ) که از سنین طفولیت به آموختن هنر کاشیکاری پرداخته بود علاوه بر تربیت و آموزش دو پسر خود به نام های محمد کاظم و محمدرضا، شاگردان زیاد دیگری را نیز در زمینه آجر تراشی و کاشی تراشی آموزش داده است. وی با مهارت فوق العاده ای که در زمینه طراحی و هنر کاشیکاری داشت آثار بسیار زیبایی را از خود بجای گذاشته است. از آنجمله می توان کاشیکاری های سردر ورودی شاه نعمت اله ولی، گنبد آستانه شاه نعمت اله، گلدسته های آستانه شاه نعمت اله و …. را نام برد.

تهیه و تدوین: مریم رستمی راوری


۰۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۰۵

اگرچه مرحوم محمد ارجمند کرمانی با ارائه قالی های‌ منحصربه‌فرد خود به بازارهای جهانی، عنوان پرافتخار «سلطان فرش» را از بین تمامی قالیبافان مشهور ایران، به‌ خود اختصاص داد و فرش کرمان را از حیث کیفیت، شهره‌ خاص و عام نمود، لکن شهر کرمان سلطان فرش‌ دیگری هم داشت که با عرضه‌ گسترده قالی‌کرمان به خارج از کشور، با صدور قالی های نفیس خود، نام‌ کرمان را از شرقی‌ترین کشور دنیا یعنی چین تا غربی‌ترین قاره کره خاکی یعنی آمریکا، پرآوازه ساخته‌ بود؛ و او کسی نبود جز مرحوم میرزا مصطفی کمال که‌ بی‌شک پرداختن به خلاصه‌ای از زندگی و فعالیت‌های‌ تجاری این انسان موفق برای مردم فرهنگ دوست‌ میهن مان خالی از لطف نخواهد بود.

میرزا مصطفی کمال ، در عثمانی (ترکیه امروزی) بدنیا آمد، لکن در دوران کودکی، به دلیل کشتار ارامنه این کشور که توسط سلطان عبد الحمید، پادشاه وقت عثمانی صورت گرفت،  به اتفاق چند تن از خویشان خود به ایران پناه آورد و در کالج اصفهان مشغول به تحصیل شد. بعد از پایان تحصیلات و درست در عنفوان جوانی به دلایل نامعلومی به کرمان کوچ کرد و از این تاریخ تا پایان عمر در این شهر ساکن گردید.

اما آنچه که لیاقت و شایستگی مصطفی کمال را به اثبات می‌رساند، این است که وی در منطقه‌ای توانست خود را به عنوان یکی از صاحبان‌ بزرگ صنعت قالیبافی مطرح نماید، که سابقه فرش مرغوب و بادوامش‌ به قول نویسنده کتاب «هنر و صنعت قالی در ایران» به «قبل از دوران‌ صفویه برمی‌گردد،شهری که در زمان این سلسله نیز،یکی از مراکز بزرگ قالیبافی ایران محسوب می شد.

بهر حال میرزا مصطفی کمال را بایستی یکی از قالیبافانی دانست که‌ در توسعه صنعت فرش کرمان و اشاعه شهرت و معروفیت آن به خارج‌ از کشور، نقش به سزایی داشته  است.  کارگاه‌های قالیبافی مصطفی کمال، در شهر کرمان، تولیدات مرغوب‌ خود را در عدل‌بندی‌های انبوه، به وسیله شتر به بندرعباس و از آنجا از طریق کشتی، روانه بندر نیویورک در کشور آمریکا می‌ساخته است؛ که‌ همین تجارت انبوه و صادرات بی‌وقفه فرش های مصطفی کمال به‌ خارج از کشور، بالاخص آمریکا بود که موجب گردید در آغاز قرن بیستم،قالی کرمان را سراسر جهان آن روز بشناسند و کرمان یکی از بزرگترین مراکز قالیبافی جهان نام بگیرد. با استناد به اسناد و مدارک موجود در سازمان اسناد ملی کرمان، چنین درمی‌یابیم که مصطفی کمال،مدتی قبل از سال ۱۲۹۰ هجری‌ شمسی،در کرمان اقدام به راه اندازی کارگاه‌های‌ قالیبافی نمود و با گذشت زمان‌ به گسترش و توسعه آنها همت گمارد و موفق شد در مدت اندکی، شرکت قالیبافی بزرگی را با عنوان «طاوشانجیان»راه اندازی کند و توجه تجار بزرگ فرش دنیا را به خود جلب نماید.

و امروز ما شاهدیم که مردم کرمان از مردان خلاق و پرتلاشی چون مرحوم مصطفی کمال به عنوان یکی از کسانی که موجبات شکوه و شهرت جهانی قالی کرمان‌ را فراهم آوردند و با هنر منحصربه‌فرد خود، بر لوح زرین‌ افتخارات بی‌شمار مردم این دیار، نقش ‌و نگاری‌ جادوئی پدید آوردند، به نیکی یاد می‌کنند، لکن، این پایان‌ حکایت قالی کرمان نیست، چرا که محققان و متخصصان‌ بزرگ قالی دنیا براین عقیده‌اند که «نفیس‌ترین و ظریف‌ترین قالی ایران یا بهتر بگوئیم قالی دنیا در شهر کرمان تهیه می‌شود…به این ترتیب می‌توان با اطمینان خاطر، نشان افتخار را به قالیبافان کرمان اعطا کرد.

و بالاخره مصطفی کمال،یکی از جمله قالیبافان و تجار معروف فرش کرمان در سال ۱۳۳۰ در تهران دارفانی را وداع گفت‌ و در جوار حرم مطهر حضرت عبد العظیم به خاک سپرده شد.
|

متن کامل زندگینامه میرزا مصطفی کمال، سلطان تجارت فرش کرمان 

نوشته شده توسط بابک افشار


۳۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۱۹

این لقب به مرحوم محمد ارجمند، تاجر پرتلاش و کارفرمای خستگی ناپذیر قالی کرمان داده شد. مردی که با زحمات شبانه روزی و استعداد و خلاقیت هنری، توانست فرش کرمان را به جهانیان بشناسد و کاخ های شاهان را به زیور و زینت این صنعت گرانقدر که هنر کوخ نشینان کرمانی است بیاراید.

مرحوم ارجمند، روزگار کودکی و نوجوانی را در بستری از رنج ها و سختی ها گذراند، در جوانی برای امرار معاش به شغل نقاشی فرش روی آورد، پس از چندی بفکر حضور در عرصه بافت فرش افتاد و با برپا کردن یک دار قالی، کار خود را آغاز کرد. ساعات کار او از طلوع آفتاب شروع می شد و تا پاسی از شب گذشته ادامه می یافت و در تمامی این مدت با بهره گیری از آگاهی های نقش و طرح، به تهیه نقشه هایی بدیع، با رنگ هایی چشم نواز پرداخت و ضمن استفاده از بهترین مصالح مورد نیاز و رنگ ثابت، به تدریج تعداد دارهای قالی خود را افزایش داد و همزمان با بالا بردن کمیت، برد کیفیت کار خود را نیز افزود و به زودی قالی های بافت او به آستان مقدس رضوی، آستانه حضرت معصومه، کاخ سفید آمریکا و کاخ بوکینگهام انگلیس راه یافت. و سرانجام وقتی در سیزدهم آبان ۱۳۴۷ شمسی در یکی از بیمارستان های نیویورک بدرود حیات گفت، رادیو برلین آلمان اعلام کرد« محمد ارجمند، سلطان قالی جهان، درگذشت » جنازه آن مرحوم به کرمان حمل شد و در ضلع جنوب غربی بیمارستان که به عنوان نمازخانه نیز استفاده می شود، به خاک سپرده شد.

بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی                     در سینه های مردم عارف مزار ماست

منبع: کتاب نام ها و لقبهای جالب در تاریخ کرمان(مولف: محمدعلی گلابزاده)


۲۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۴۲

تولد:  1295 ه.ش

وفات: ۳۷۶ ه .ش

حسین خان از کودکی علاقه وافری به نقاشی و طراحی داشته و هفت، هشت ساله بودند که از راه مدرسه با کیف و کتاب هایشان مستقیماً به ادارۀ فرش می رفته و کنار دست پدر مشغول به طراحی می شد. وی  سال های زیادی چه در کمپانی قالی شرق و چه در شرکت سهامی فرش ایران به کار طراحی فرش پرداخت.

در سال های آخر عمر حسین خان هر طراحی که از خود و پدرشان در خانه داشتند همه را سوزاندند، دلیل سوزاندن طرح ها این بود که طرح های احمد خان و وی به دلیل کپی های متعدد و ناقصی که از آن ها برداشته می شد به کلی تغییر شکل پیدا کرده و ایشان هر جا که می رفتند فروشندگان برای فروش قالی شان مدعی می شدند که طرح قالی از احمدخان است و این مسأله داشت هنر بی نظیر وی را مخدوش می کرد، مرجعی هم نبود که به طور مطلوب و مناسب از این طرح ها نگهداری کند، ایشان هم صرفاً برای اینکه نقش های اصیل پدر و خودشان را از دست تطاول روزگار در امان دارند همه را به آتش کشیدند و در حال حاضر قالی که از طرح حسین خان باشد وجود ندارد، ولی طرح های احمد خان احتمال دارد در شرکت فرش وجود داشته باشد که متأسفانه نگهداری نقشه ها به هیچ وجه مناسب نیست و موریانه ها بسیاری از طرح ها را خورده و ناقص نموده اند.

حسین خان بعد از مرگ پدر جانشین احمد خان شد و بعد از مدتی قصد ترک شرکت را داشته است و رئیس شرکت حقوق حسین خان را دو برابر افزایش می دهد اما از سوی حسین خان مورد رد واقع می شود و حسین خان باقی مانده عمر خویش را به کشاورزی پرداخت.

تهیه و تدوین: لادن افضلی ( کارشناس طراحی فرش)


۱۰ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۰۵

حسن خان شاهرخی پیکرسازی و تصویرسازی را هم وارد نقوش فرش نمود . این نقشه  جزو اولین گروه از کارهای وی می باشد، حسن خان با قلم خود به ذوق آزمایی پرداخته و شیوه و مکتب خود را هنوز کامل در این اثر نیافته است ، محل نگهداری این اثر  موزه صنعتی کرمان می باشد.

تهیه و تدوین: لادن افضلی


۰۳ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۶

این قالی به همت منوچهر شجاعی،همسر زنده یاد فاطمه جهانگرد در ابعاد ۲۶۰×170 و رجشمار ۱۲۰ جفت به مدت دو سال توسط هنرمندان قالی باف کرمانی بافته شده است. در متن این قالی شعری از زنده یاد فاطمه جهانگرد ، شاعر فقید کرمانی است که در ۴۲ بیت توصیفی جامع از قالی کرمان و انواع نقش های آن است.. ابیات شعرنیز خط استاد جمال الدین مودب و طراحی آن توسط محمدحسین عاطفی و بافت استاد محمد ابوالهادی صورت گرفته است. این فرش به مدت ۲ سال در موزه هنرهای معاصر صنعتی به نمایش گذاشته ‌شده  و با برپایی موزه فرش به این موزه منتقل خواهد شد.

 

قالی کرمان من 

 

ای‌ که‌ تو پرسی‌ ز من‌ و حال‌ من‌                     قالی‌ من‌ قصه‌ی‌ احوال‌ من‌

 آنچه‌ حدیث‌ غم‌ پنهان‌ ماست                          قالی‌ خوش‌ منظر کرمان‌ ماست‌

 قالی‌ ما گلشن‌ جان‌ و دل‌ است‌                        کاین‌ همه‌ آوازه‌ از آن‌ حاصل‌ است‌

 تار غنا پود وفا و صفا                                 بافته‌ شد در هم‌ و شد فرش‌ ما

نرم‌ ترک‌ گام‌ بنه‌ بر سرش                              حیف‌ ببازی‌ تو به‌ سیم‌ و زرش‌

 قالی‌ ما گنج‌ قناعت‌ بود                                ثروتی‌ از عز و مناعت‌ بود

 نقش‌ بدیعی‌ که‌ به‌ قالی‌ ماست‌                         گلبنی‌ از همت‌ عالی‌ ماست‌

 گلشن‌ آن‌ باغ‌ گل‌ آرزو                                 این‌ همه‌ سکر آور و خوشرنگ‌ و بو

 غنچه‌ی‌ آن‌ زندگی‌ ناتمام                              کان‌ شده‌ پرپر سر هر کوی‌ و بام‌

 لحظه‌ای‌ آرام‌ نگر بر گلش‌                            نیک‌ ببین‌ نسترن‌ و سنبلش‌

 نرگس‌ آن‌ گر ز تو دل‌ می‌برد                                    روشنی‌ از دیده‌ی‌ من‌ می‌خرد

 یاسمنش‌ را بنگر یار من‌                               یاد کن‌ از کودک‌ بیمار من‌

 سبزه‌ی‌ آن‌ سبزه‌ی‌ شوق‌ و امید                       شوق‌ و امیدی‌ که‌ به‌ خون‌ در تپید

 بید معلق‌ به‌ میان‌ چمن‌                                 آیت‌ بر گشتگی‌ بخت‌ من‌

 این‌ همه‌ برگ‌ و بر شاد و خوشاب‌                  از سر سرچشمه‌ی‌ دل‌ خورده‌ آب‌

 چهره‌ی‌ آن‌ چهر خوشاب‌ من‌ است‌                   باغ‌ جوانی‌ و شباب‌ من‌ است‌

سرخی‌ متنش‌ همه‌ خوناب‌ دل‌                         هست‌ نشان‌ از تب‌ و از تاب‌ دل‌

 ای‌ که‌ نداری‌ خبر از چون‌ و چند                    خنده‌ی‌ گل‌هاش‌ مرا زهر خند

 قالی‌ من‌ قصه‌ی‌ اندوه‌ من‌                             گوشه‌ای‌ از مشکل‌ انبوه‌ من‌

 چانه‌ مزن‌ بیش‌ خریدار آن‌ !                          سرد مکن‌ گرمی‌ بازار ان‌

 قالی‌ من‌ سفره‌ی‌ نان‌ من‌ است‌                         قوّت‌ تن‌ و قوت‌ جان‌ من‌ است‌

 آب‌ حیاتی‌ است‌ به‌ شریان‌ من‌                         نام‌ و نشانی‌ است‌ ز کرمان‌ من‌

 زحمت‌ بافندگیم‌ پیر کرد                               ناخوشیم‌ زار و زمین‌گیر کرد

 آذر و تیر و دی‌ و اردیبهشت‌                         فرش‌ ببافم‌ ز صفا چون‌ بهشت‌

 بس‌ که‌ نشستم‌ به‌ سر دار فرش                       سوخت‌ برایم‌ دل‌ تب‌دار فرش‌

 دست‌ مرا بین‌ که‌ چه‌ تابیده‌ است‌ !                   پای‌ کج‌ این‌ گونه‌ کسی‌ دیده‌ است‌ ؟

 عمر به‌ جان‌ کندن‌ پایان‌ برم‌                          تا که‌ چنین‌ طرفه‌ ببار آورم‌

 نقشه‌ی‌ «عباسی‌ »   آن‌ دلنشین‌                      «خوشه‌ی‌ انگوری‌ » آن‌ آتشین‌

 شهره‌ شده‌ نقشه‌ی‌ «قرانی‌ » اش‌                     «بوته‌ » و «صرام‌ » و «حسنخانی‌ » اش‌

 گر ز غمم‌ خلق‌ به‌ رنج‌ آورم                          لیک‌ ترا گنج‌ «ترنج‌ » آورم‌

 نقش‌ «درختیش‌ » ببین‌ کاین‌ چنین                   گوی‌ سبق‌ برده‌ ز دیبای‌ چین‌

 کبک‌ ببین‌ در چمن‌ «سبزه‌ کار»                      زد «چمنی‌ » گنج‌ زمرد کنار

 فصل‌ بهار است‌ به‌ قالی‌ عیان                                    لیک‌ زده‌ خیمه‌ به‌ عمرم‌ خزان‌

 گرچه‌ بسی‌ خون‌ جگر خورده‌ ام‌                     حال‌ نه‌ دلتنگ‌ و نه‌ افسرده‌ ام‌

 شاد از آنم‌ که‌ بود فرش‌ ما                             نقش‌گر زندگی‌ و نقش‌ ما

 رنج‌ و هنر را به‌ هم‌ آغشته‌ ام‌                                    گل‌ به‌ گلستان‌ جهان‌ کشته‌ ام‌

 باغ‌ دل‌ فرش‌ بود ماندنی‌                               قصه‌ی‌ جان‌ کندن‌ من‌ خواندنی‌

 قالی‌ کرمان‌ من‌ این‌ مهد عشق‌                                    شور شرف‌ ، شعر صفا، شهد عشق‌

 صبر گره‌ خورده‌ به‌ شیرازه‌اش‌                       گشته‌ «جهان‌ » مست‌ ز آوازه‌اش‌

 حال‌ که‌ خواندی‌ تو از آن‌ نقش‌ من‌                   در خور و ارزانی‌ تو فرش‌ من‌

 شاد نشین‌ بر سرش‌ ، آرام‌ گیر                        از گذر دور جهان‌ کام‌ گیر

 بی‌ خبر از زحمت‌ بافندگی‌                            شهد بنوش‌ و گذران‌ زندگی‌

 

‌فاطمه جهانگرد


۲۹ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۵

تولد: ۱۳۰۹ – کرمان

عبدالحسین میسرجانی مانند دیگر افراد خانواده میسرجانی از کودکی به کار طراحی و نقاشی قالی پرداخته و پس از آموختن مسائل اولیه قالی نزد پدر، در کارگاه هنری طراحی قالی محمد علی دانشمند شروع به فعالیت نمود و پس از مدتی به کارگاه طراحی فرش حسن ثمرخی نقل مکان کرده و در آنجا به کار پرداخته است و در آخر در نقاشخانه تجارتخانه فرش ارجمند کرمانی مشغول به کار شده است. عبدالحسین میسرجانی در سال ۱۳۵۵ در زمینه ترمیم نقشه های اصیل فرش کرمان در موزه صنعتی با محمود صنعتی همکاری داشته است.

تهیه و تدوین: مجتبی یزدانپناه


۲۸ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۱

شرکت قالی شرق O.C.M به عنوان یکی از بزرگ ترین شرکت های تولید کننده قالی در ایران، از ابتدای سال های ۱۳۰۰ه.ش. نقش مهمی در تشکل و اجتماع طراحان بزرگ فرش کرمان بر عهده داشته است. تا به آنجا که می توان واحد طراحی این شرکت را به عنوان بزر گترین مرکز تحولات و نوآوری های فرش کرمان در صد سال گذشته قلمداد نمود. شرکت قالی شرق به دنبال توسعه و گسترش شرکت بیکرز توسط سیسیل ادواردز تأسیس شد. پس از درگذشت چارلز ادواردز در سال ۱۸۹۵ میلادی، سیسیل ادواردز به جهت علاقه و لزوم پیگیری فعالیتش رکت بیکرز، زمینه ادامه فعالیت این شرکت را به نحوی مهیا نمود که پس از ورود وی به ایران در سال ۱۲۹۰ هـ.ش. در اندک زمانی دامنه فعالیت آن شرکت را با تأسیس سه شعبه اصلی در شهرهای کرمان، اراک و همدان به حداکثر ممکن افزایش داد. و شرکت بیکرز با تغییر نام خود به تولیدکنندگان قالی شرق، رسماً فعالیت فرشبافی خود را در این سه شهر آغاز و دنبال نمود.

ژان تیمویاناکی ابتدا به عنوان معاونت شرکت در کرمان فعالیت داشت. اولین مدیر شرکت قالی شرق در کرمان با نام جونی دیس قریب به دو سال مدیریت شعبه را بر عهده داشت و پس از ترک ایران، ژان تیمویاناکی به عنوان تنها نماینده شرکت قالی شرق در کرمان و شعب جوپار و ماهان انتخاب شد و تا مدتی نزدیک به سی سال ادامه یافت.

در ابتدای تأسیس این کمپانی هاشم خان شاهرخی به استخدام این شرکت، و بعدها به ریاست شعب کمپانی قالی شرق در ماهان و جوپار منصوب شد و بعد از وی احمدخان شاهرخی و باقرخان و دو پسران احمدخان به نام های حسن خان و حسین خان در این کمپانی استخدام شدند.

تهیه و تدوین: لادن افضلی


۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۰۴

مرحوم محمود رسولی یکی از طراحان خلاق و برتر فرش کرمان است که سال ها در این عرصه هنر آرایی کرد.او فرزند حسین رسولی از طراحان بزرگ فرش کرمان است که در سال۱۲۸۵خورشیدی در راور متولد شد. وی از کودکی در کار نقاشی صورت فعالیت داشت و در هرگونه سبکی هنرآرایی کرده است. او قبل از افتتاح شرکت فرش با کمپانی های خارجی همکاری داشت وبعد از انتقال مایلمک این شرکت ها به شرکت فرش به همکاری با آن شرکت پرداخت.

همچنین خودش در رابطه با شروع به کار طراحی فرش چنین گفته است:

"استاد من ابوی خودم بود،شاگردی کس دیگر را نکردم،اول که من کار را شروع کردم،در قلمرو گراوررسازی ونقاشی بود.پدرم به من گفت:نقش صورت را خوب کار می کنی اما عکاس بهتر از شما چهره پردازی می کند خوب است وارد هنر نقاشی قالی شوی.و از همین جا به اقلیم نقش قالی پای گذاردم.۲۰سال قبل از افتتاح شرکت سهامی فرش ایران من در همین شرکت فرش کار می کردم که به نام چهار اداره خارجی بود."

او همچنین استاد چند نفر از طراحان حال حاضر کرمان بوده که ماشاالله خان افغان زاده  و برادرش از جمله شاگردان او بوده است.

 

منابع: صور اسرافیل،شیرین،طراحان بزرگ فرش ایران،تهران،نشر پیکان،چاپ دوم،۱۳۸۱ ص۳۳۸

هنر قالیبافی از جان مایه می طلبد،مجلات،کیهان فرهنگی،سال پنجم،شماره۲،اردیبهشت۱۳۶۷،صفحه۴۴تا۴۶

ارسالی از : سعید یزدی زاده


۲۶ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۲

تولد: ۱۳۲۲ – کرمان

وی از سال ۱۳۳۵ در کنار تحصیل شروع به کار طراحی و نقاشی فرش نموده و به خاطر استعداد خدادادی این هنردر خانوده رسولی کرمانی توانسته است در مدت کوتاهی یکی از طراحان و نقاشان موفق قالی کرمان شود. احمد رسولی کرمانی با شرکت ها و کارفرمایان مختلفی در زمینه طراحی قالی همکاری داشته و همچنین شاگردان زیادی را تربیت نموده است. علاوه بر این از سال ۱۳۴۲ تا پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان بازرس خانه کارگر استان، دبیر کمیته سهیم کردن کارگران  در سود ویژه و عضو هیئت مدیره سندیکای طراحان و نقاشان قالی استان کرمان بوده و در بیمه کردن کارگران قالیباف، بالا بردن مزد بافت قالی و همچنین طراحی و نقاشی قالی و جلوگیری از بکار گماردن زیر ۱۴ سال در کار بافت قالی نقش بسزایی داشته است.

تهیه و تدوین: مجتبی یزدانپناه


۲۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۲۱

صفحه ما در فیس بوک اشتراک گذاری شاتا